اجتماعی

یک ویدئو، هزار برداشت؛ چرا صحبت‌های مجتبی شکوری این‌همه واکنش برانگیخت؟

به گزارش آتیه‌آنلاین، مجتبی شکوری در فضای رسانه‌ای ایران نامی آشنا و البته تا اندازه‌ای جنجالی است. او که با حضور در برنامه «کتاب‌باز» سروش صحت به چهره‌ای آشنا و محبوب برای مردم تبدیل شده بود، در ادامه کنش‌های رسانه‌ای خود با روایت‌هایی چون ماجرای رتبه کنکور، سهمیه و افشای تجربه آزار در کودکی در مرکز توجه قرار گرفت و بنابراین هر اظهار نظر تازه‌ از او در امتداد یک شخصیت رسانه‌ای ازپیش‌ساخته خوانده و درک می‌شود.

وقتی چند روز پیش ویدئویی تازه از شکوری در مسیر اربعین منتشر شد، ناگهان موجی در رسانه‌ها و فضای مجازی شکل گرفت که کمتر کسی انتظارش را داشت. او در این ویدئو با لحنی عاطفی و هویتی از تجربه خود گفت و عباراتی مانند «اگر این حنجره به درد دفاع از سرزمینم نخورد پس به چه درد می‌خورد» و «دوست دارم kind باشم نه nice» در کانون توجه قرار گرفت. همین ترکیب از زبان عاطفی، ارجاع به وطن و واژگان برگرفته از گفتار توسعه فردی، باعث شد متن و تصویر او از سطح یک سفر معنوی فراتر برود و به نشانه‌ای برای بازخوانی نسبت فرد، جامعه و تعهد اخلاقی تبدیل شود.

اطلاعات‌آنلاین نوشت: این ماجرا نشان داد در زیست‌جهان شبکه‌ای امروز، یک روایت فردی می‌تواند به‌سرعت از سطح «تجربه» به سطح «نشانه» ارتقا پیدا کند و به میدان خوانش‌های متضاد تبدیل شود. عبارت‌هایی که او به کار برد به‌ سرعت در رسانه‌ها بازنشر شدند و در قاب‌های خبری متفاوت قرار گرفتند. برخی رسانه‌ها بر جنبه معنوی و عاطفی روایت تأکید کردند و آن را نشانه‌ای از بازگشت یک چهره فرهنگی به گفتگوی عمومی دانستند، در حالی که برخی دیگر بیشتر بر بار ایدئولوژیک و معنابخشِ سخنان او دست گذاشتند.

این تفاوت قاب‌بندی مهم است، چون نشان می‌دهد که ما با صرفِ بازنشر یک ویدئو مواجه نیستیم، بلکه با فرآیند بازمعناگذاری روبه‌رو هستیم؛ فرآیندی که در آن رسانه‌ها به‌جای نقل ساده‌ محتوا، برای آن معنا تولید می‌کنند. در چنین وضعی، شکوری نه فقط در مقام یک فرد، بلکه به‌ عنوان حامل نوعی «گفتار اخلاقی-فرهنگی» دیده می‌شود؛ گفتاری که هم می‌تواند الهام‌بخش باشد، هم در معرض سوءظن، طنز و مقاومت قرار بگیرد.

بازخوردهای کاربران هم دقیقاً همین دوگانگی را بازتاب داد. بخشی از واکنش‌ها بر صداقت عاطفی، صراحت در بیان و جسارت در صحبت از تجربه شخصی تأکید داشتند. در مقابل، بخشی دیگر این لحن را بیش از حد نمایشی، هم‌جوش با زبان توسعه فردی و در مواردی فاقد اصالت لازم خواندند. در لایه‌ای عمیق‌تر، مسئله فقط «دوست داشتن یا نداشتن» یک چهره نیست؛ مسئله این است که فضای مجازی ایرانی، به‌ویژه در مواجهه با چهره‌های شناخته‌شده، به‌سرعت از سطح گفتگو درباره متن عبور می‌کند و به قضاوت درباره نیت، اصالت و مشروعیت گوینده می‌رسد.

از منظر جامعه‌شناختی، این رخداد را می‌توان نمونه‌ای از تکه‌تکه شدن حوزه عمومی دانست. پژوهش‌های مرتبط با شبکه‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهند این فضاها همزمان ظرفیت افزایش دسترسی به اطلاعات را دارند و در عین حال می‌توانند به چندپاره شدن واقعیت و غلبه مسائل شخصی بر گفتگوی مدنی بینجامند. ماجرای شکوری دقیقاً روی همین مرز حرکت می‌کند: یک تجربه فردی، به‌واسطه چهره‌ای شناخته‌شده و زبان احساسی، از مرز خصوصی می‌گذرد و در میدان عمومی به موضوعی برای بازتوزیع معنا، هویت و داوری بدل می‌شود.

اهمیت اجتماعی این ماجرا در همین‌جاست: چنین روایت‌هایی نه فقط از فرد می‌گویند، بلکه نشان می‌دهند جامعه در مواجهه با چهره‌های اثرگذار چگونه عمل می‌کند. در شبکه‌های اجتماعی، افکار عمومی دیگر صرفاً مصرف‌کننده پیام نیست؛ خودش به تولیدکننده تفسیر، کنایه، حمایت و تخریب بدل می‌شود. به همین دلیل، هر ویدئوی پرمخاطب می‌تواند همزمان چند کارکرد داشته باشد: بازتولید سرمایه نمادین برای گوینده، ایجاد همدلی برای بخشی از مخاطبان و تحریک مقاومت یا طعنه در بخشی دیگر.

ماجرای اخیر مجتبی شکوری را باید فراتر از یک خبر زودگذر دید. این پرونده یک نمونه روشن از «اجتماعی شدنِ روایت فردی» است؛ جایی که یک تجربه شخصی در بستر شبکه‌های اجتماعی به رخدادی رسانه‌ای و سپس به نشانه‌ای برای بحث درباره دین، وطن، اخلاق، صداقت و سبک بیان تبدیل می‌شود. در نهایت، اهمیت این ماجرا کمتر در خودِ ویدئو و بیشتر در نحوه واکنش جامعه است: جایی که رسانه‌ها معنا را قاب می‌گیرند و کاربران، با موافقت یا مخالفت، آن معنا را دوباره می‌سازند.

منبع

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا